محمد سعيد جانب اللهى
173
پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى )
مراقبتهاى بعد از زايمان پيشگيرى از شوكهاى آسيبپذير ارامنهء اصفهان اگر زائو پسر زاييد ، بلافاصله به او نمىگويند ، چون ممكن است از خوشحالى ، جفت بچهاش بالا بپرد يا اين نگرانى باعث شود شكمهاى بعدى هم پسر بزايد ( قوكاسيان ، خوشه ، ش 16 ) . پيشگيرى از داغ ديدن ( بچهميرى ) در ميبد اگر زنى مرتب بچهاش مىمرد ، براى ماندگارى بچه به شيوههاى زير عمل مىكردند : 1 . در غسالخانه پا از سر بچهء مردهاى كه مشغول شستن آن هستند بردارد ، ديگر داغ نمىبيند . 2 . يك مرغ جفت بچهء قبلى كنند ، يعنى بعد از زاييدن مرغى را مىكشند و مىبرند در قبرستان دفن مىكنند . 3 . در مهرجرد ( ميبد ) بچه را به مسجد مىبردند و پشت در نگه مىداشتند سپس در را روى او فشار مىدادند تا به گريه افتاده سپس از او مىخواستند كه بگويد جفت مىخواهم ، يا خود مىگيرم ( يعنى مىپذيرم ) ( جانب اللهى ، 1390 : 397 ) يا جارو بر سر او مىكوبيدند ، تا به گريه بيفتد و بگويد جفت مىخواهم ( جانب اللهى ، 1385 : 223 ) . 4 . در ميبد اگر ترس از دست دادن بچه داشته باشند ( به سبب مرگ مكرر اطفال پيش از او ) بچه را به يك كولى به مبلغ كمى پول و يك جارو و يك كبريت مىفروشند و او كودك را از يقهء خود به زير پيراهن برده و از دامن پيراهن بيرون مىآورد ، يعنى كه من او را زاييدهام ، سپس مادر حقيقى را به دايگى بچه مىطلبد مادر جارو و كبريت را در جايى رو به قبله آويزان مىكند و پول را هم نگه مىدارد تا شب عروسى پسرش با جارو حجلهء او را جارو مىكند و با پولش شمع عروسى مىخرد و با كبريت مزبور چراغ حجله را روشن مىكند ( جانب اللهى ، 1390 : 419 ؛ نيز قس . گذردرمانى ) . در خراسان طفل جديد را در همان ساعت تولد به عقد پيرزن يا پيرمرد بسيار فرتوتى درمىآورند و عقيده دارند به محض آنكه پيرزن يا پيرمرد بميرند ، ديگر خطرى بچه را تهديد نمىكند ( شكورزاده : 157 ) . در قطرم « 1 » ( بافق ) اگر زنى يك يا چند بچه داشت و بچههاى بعدى او پس از تولد مىمردند بر
--> ( 1 ) . qotrom